جبهه پایداری به دنبال خروج از ان پی تی ! / کلاشنیکف در تهران، ترقه در پاریس!/پیشنهاد جدید میانجی ها؟
هر روز اخبار فراوانی در رسانهها منتشر میشود که دنبالکردن آنها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیلهای صورتگرفته، مخاطبان خود را از مهمترین وقایع روز آگاه میکند.
تحمیل هزینه اقتصادی به جنگ پایان نمی دهد
خبرآنلاین نوشت:
فواد ایزدی، استاد مطالعات آمریکا در دانشکده مطالعات جهان و دانشیار دانشگاه تهران مدعی شده بود تهیه و انتشار فهرستی از آبشیرینکنها و تأسیسات نفتی منطقه میتواند جلوی آمریکا را برای بازگشت به جنگ بگیرد. در طول ماههای اخیر او این ایده را بارها در قالبهای مختلف به عنوان «تنها راه برونرفت از جنگ» مطرح کردهاست... ایزدی، پیشتر، «هدف قرار دادن تأسیسات گازی قطر از سوی ایران» را عامل «طرح درخواست آتشبس توسط آمریکا» در جنگ ۴۰ روزه توصیف کرده بود. اما آیا واقعا وارد آوردن ضربات اقتصادی به آمریکا و متحدانش، به تنهایی میتواند تضمینکننده پایان جنگ احتمالی آینده باشد و بازدارندگی کامل در برابر حملات آینده ایجاد کند؟... اگر اختلال در بازار انرژی تداوم یابد و قیمت نفت در محدوده ۱۲۰ دلار تثبیت شود فشارهای سیاسی بر دولت آمریکا افزایش مییابد. تحلیل نهادهایی چون کپیتال گروپ نشان میدهد در صورت پایداری نفت بالای ۱۰۰ تا ۱۲۰ دلار تورم میتواند به مرز ۵ درصد نزدیک شده و رشد اقتصادی بیش از ۱ واحد درصد سقوط کند و احتمال وقوع رکود در اقتصاد آمریکا به ۴۰ درصد افزایش یابد. در مجموع تا زمانی که بحران به یک انسداد طولانیمدت در بازار جهانی انرژی تبدیل نشود اقتصاد آمریکا هزینه این تقابل را از جیب مصرفکنندگان و با کاهش قدرت خرید خانوارها میپردازد اما از فروپاشی یا رکود قطعی در امان خواهد بود.برای این که کار برای اقتصاد ایالات متحده به این مرحله برسد، زیرساختهای زیادی باید هدف قرار بگیرد و این یعنی زیرساختهای اقتصادی ایران هم تا حد زیادی آسیب خواهد دید. این آسیبها به اقتصاد ایران در حالی وارد میآید که همانطور که در جنگ قبلی اتفاق افتاد، تحمیل هزینه سنگین به آمریکا به معنای پایان قطعی جنگ نخواهد بود.علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه اسبق ایران اخیرا در گفتوگویی هشدار داده است که یک جنگ طولانی میتواند در نهایت کل منطقه را «سرزمینی سوخته» بدل کند.در چنین شرایطی، کم هزینهترین راهحل، دستیابی به یک توافق سیاسی است که در عین حفظ منافع ملی بتواند جلوی جنگی بزرگ و طولانی را بگیرد.
****
پیشنهاد جدید میانجی ها؟
تابناک نوشت: پیش از سفر اخیر عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان و میانجی اصلی میان ایران و آمریکا، منابع آگاه از تلاشهای میانجیگرانه قطر و پاکستان برای کاهش تنش میان ایالات متحده و ایران، به روزنامه «العربی الجدید» گفته بودند که این دو میانجی، پیشنهادی «میانه» ارائه کردهاند که مطالبات دو طرف آمریکایی و ایرانی را برآورده میکند.
به گفته این منابع، هدف این پیشنهاد جلوگیری از بازگشت تنشها و فراهمکردن زمینه بازگشت دو طرف به میز مذاکرات بود است.این منابع که ترجیح داده بودند هویتشان فاش نشود، اعلام کرده بودند پیشنهاد میانجیگری را عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، روز سهشنبه به مقامهای ایرانی منتقل کرده است.
به گفته آنان، این پیشنهاد «مورد موافقت آمریکا قرار گرفته و پیشتر نیز با واکنش مثبت و موافقت ایران روبهرو شده است».این پیشنهاد میانجیگرانه شامل «پاسخی جزئی» به درخواست ایران برای بازگرداندن داراییهای مسدودشده این کشور است.منابع یادشده توضیح دادند که میانجیها پیشنهادی ارائه کردهاند که با واکنش مثبت آمریکا و ایران مواجه شده است. این پیشنهاد شامل پرداخت سودی به مبلغ ۶ میلیارد دلار است؛ مبلغی که به داراییهای مسدودشده ایران در بانکهای قطر مربوط میشود.
به گفته این منابع، پیشنهاد مذکور همچنین به درخواست آمریکا در زمینه پرونده هستهای ایران پاسخ میدهد؛ زیرا تهران بر اساس این پیشنهاد با بازدیدی محرمانه و اعلامنشده از تأسیسات هستهای ایران توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی موافقت کرده است.ایران در حال حاضر تاکید بر طرح ۷ روزه دارد.
بر اساس طرح ۷ روزه ایران، در روز صفر، آمریکا پذیرش طرح را اعلام میکند؛ از روز اول تا پنجم، مفاد آن را اجرا میکند؛ در روز ششم، ایران تنگه هرمز را بازگشایی میکند و در روز هفتم نیز مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران آغاز میشود.
بر اساس این طرح، ایران میخواهد موضوع تنگه هرمز از موضوع هستهای جدا باشد. در واقع ایران به دنبال این است در قبال بازگشایی تنگه هرمز، آمریکا محاصره دریایی را بردارد و تحریمهای نفتی و بخشی از تحریمها را نیز بردارد.این در حالی است واشنگتن معتقد است مسئله هستهای ایران باید در چارچوب هرگونه توافق برای پایان دادن به بحران مورد توجه قرار گیرد؛ دلیل آن این است که آمریکا معتقد است با ایجاد کریدور جنوبی در سواحل عمان، عملا امکان عبور دادن بخشی از کشتیرانی از آنجا میسر شده و بازگشایی تنگه هرمز موضوعیت ندارد و حاضر نیست به خاطر آن امتیازی به ایران بدهد.
در مقابل آمریکا معتقد است اگر قرار است امتیازی به ایران داده شود باید در ازای گرفتن امتیازات هستهای از سوی ایران باشد.با توجه به این پیشینه، مطرح شدن موضوع خارج شدن ذخائر اورانیوم از ایران در مرحله ابتدایی نشان از فرمولی جدید در مذاکرات ایران و آمریکا دارد.به این معنا که ابتدا موضوعی، چون خارج شدن ذخائر اورانیوم غنی شده ایران مورد پذیرش تهران قرار گیرد و سپس ایران و آمریکا وارد مذاکره بعدی در خصوص هستهای شوند.
****ایران هیچ پیشنهاد جدیدی به میانجی پاکستانی ارائه نداده است
فرهیختگان نوشت:
خبر رسانه سعودی العربیه مبنی بر اینکه ایران پیشنهاد بازگشایی تنگه هرمز در برابر رفع محاصره دریایی را به آمریکا داده، مانند بسیاری دیگر از اخبار این شبهرسانه درباره ایران، دروغ و خیالبافی است. اساساً ایران هیچ معادلهای مبنی بر تنگه هرمز در برابر محاصره را نمیپذیرد؛ بلکه ایران از طریق روشهای خود محاصره را دور میزند و نهایتاَ آن را خواهد شکست.
همچنانکه مقامات ایران به صراحت اعلام کردهاند، موضع قاطع ایران 7 شرطی است که رسماً از طریق میانجیها اعلام کرده است و هرگونه گمانه زنی یا خیالبافی رسانهای دیگر در این باره ارزشی ندارد. پیشتر طرح هفت روزه ایران مشتمل بر مطالبات ایران برای بازگشایی تنگه هرمز به طرف آمریکایی منتقل شده است و تا زمانی که کلیه مطالبات بهحق ایران، که یکی از آنها رفع اخلال در بنادر و کشتیرانی ایران است، تأمین نشود، ناامنی تحمیلی از ناحیه دشمن آمریکایی در تنگه هرمز مرتفع نخواهد شد.
همه دنیا به خوبی میدانند که عامل و مسبب ناامنی در تنگه هرمز، اقدامات تجاوزکارانه و مداخلهجویانه آمریکا است، و به همین دلیل نیز توقف این اقدامات غیرقانونی مطالبه عمومی کشورهای منطقه و جهان است.
****کلاشنیکف در تهران، ترقه در پاریس!
وطن امروز نوشت:تداوم اعتراضات خیابانی در اروپا و پایین بودن آمار تلفات انسانی در آن کشورها، بار دیگر به دستاویزی برای شبکههای رسانهای معاند تبدیل شده تا با یک شبیهسازی تقلیلگرایانه، حوادث خونین دیماه ۱۴۰۴ در ایران را بازخوانی کنند. در این روایتسازی هدفمند، پایین بودن آمار کشتهها در فرانسه به عنوان نماد «مدارای دموکراتیک غرب» و آمار بالای جانباختگان در ایران به عنوان نشانه «خشونت ساختاری حاکمیت» بازنمایی میشود! اما این قیاس، از اساس یک مغالطه روششناختی است، چرا که 2 پدیده با ماهیت و ابعاد کاملا متفاوت را با هم میسنجد. مقایسه «اعتراضات مدنی - سندیکایی» در اروپا با یک «جنگ ترکیبی و شهری مسلحانه» در ایران، نادیده گرفتن بدیهیترین واقعیتهای میدان است.
نخستین پیشفرض غلط در این قیاس، القای این گزاره است که «هرگونه تجمعی در ایران لاجرم به خشونت و خونریزی ختم میشود». تصویرسازی رسانهای به گونهای است که گویی حوادث دیماه، تنها نمونه اعتراض در تقویم سیاسی ایران بوده است. این در حالی است که سالانه صدها تجمع مسالمتآمیز کارگری، صنفی، بازنشستگی و دانشجویی در مقابل نهادهایی نظیر مجلس شورای اسلامی، وزارتخانهها، استانداریها و کارخانجات سراسر کشور برگزار میشود. سال ۱۴۰۴ هم تجمعات و اعتراضهای بسیاری رخ داد که فراگیرترین آنها در روزهای پیش از فاجعه ۱۸ و ۱۹ دی در بازار تهران بود و بدون حتی یک کشته به پایان رسید. در سایر اعتراضهایی که در کشور رخ داد نیز به رغم وجود هیجانات بالا، عصبانیت و شعارهای تند معترضان و حتی برخورد فیزیکی، نیروی انتظامی با مدیریت میدانی و خویشتنداری، فضا را کنترل کرده و تجمعات بدون کوچکترین آسیب جسمی به پایان رسید. تبدیل یک تجمع به یک میدان خونبار، استثنایی بر قاعده در ایران است و ریشه در ماهیت خود آن رویداد دارد، نه رویه ثابت پلیس.
شکاف تحلیلی دوم، نادیده گرفتن «ابزار خشونت» در این 2 جغرافیاست. در خیابانهای پاریس، نیروهای ضدشورش عمدتا با پرتاب سنگ، ترقه یا نهایتا کوکتلمولوتف روبهرو میشوند. هیچیک از معترضان فرانسوی با هدف براندازی نظام جمهوری پنجم فرانسه یا تجزیه آن کشور، با سلاحهای نیمهسنگین به خیابان نمیآید. در مقابل، مستندات تصویری غیرقابل انکاری که حتی توسط خود رسانههای اپوزیسیون از حوادث دیماه منتشر شد، بهوضوح نشاندهنده استفاده گسترده و سازمانیافته از سلاحهای گرم جنگی توسط هستههای مسلح بود. شلیک مداوم و رگبار مسلسلها به سمت کلانتریها و حمله مسلحانه به پاسگاههای مرزی، در هیچیک از خیابانهای اروپا تجربه نمیشود. واکنش پلیس فرانسه به پرتاب یک تکه سنگ، با واکنش نیروی تأمین امنیت ایران به رگبار کلاشنیکف، ذاتا غیرقابل مقایسه است.
*****ایران فرسودگی هژمون امریکا را افشا کرد
روزنامه جوان نوشت: جنگ علیه ایران، قدرت واقعی ایران و امریکا را آشکارسازی کرد. سانتزو معروفترین استراتژیست کلاسیک در کتاب «هنر جنگ» جملهای دارد که شاید مهمترین آموزه او باشد: «برترین هنر جنگ، شکست دادن دشمن بدون جنگیدن است.» امریکا طی قریب به نیم قرن دشمنی و استفاده از همه ابزارها و روشهای دشمنی در تقابل با ایران به علت عظمت مردم ایران و رهبری الهی انقلاب اسلامی نتوانست این آموزه را محقق کند، اما فاجعه بزرگتر این بود که حتی وقتی با تمام توان و با کمک همه متحدانش با ایران جنگید باز هم نتوانست «شکست ایران» را محقق کند و این، دقیقاً همان نقطه است که ابعاد واقعی قدرت ایران به عنوان یک قدرت جهانی و نه یک قدرت منطقهای و امریکا به عنوان یک قدرت جهانی و نه یک ابرقدرت بلامنازع را آشکار ساخت.
جنگ با ایران، اختلال ادراکی یک ابرقدرت رو به افول را نشان داد؛ اگر امریکا در ۴۰ روز عملیات «خشم حماسی» به اهداف خود رسید و مقامات مختلف آن، دقیقاً همین ادعا را تکرار کردند، پس چرا مجبور شد از طریق میانجی به یک توافق تن بدهد و چرا تنگه هرمز که امریکا پیش از جنگ گمان میکرد تهران «جرئت بستنش را ندارد» به برگ برنده ایران تبدیل شد؟ سناتور امریکایی کریس مورفی پس از یک جلسه توجیهی محرمانه فاش کرد که کاخ سفید «هیچ طرح عملیاتی برای بازگشایی تنگه هرمز» نداشت.
این اعتراف، از زبان یک سناتور امریکایی، بیش از هر تحلیل بیرونی عمق بحران یک مدعی ابرقدرتی و عمق آشکارسازی ابعاد واقعی قدرت دو طرف درگیر را نشان میدهد؛ کشوری که ادعای هژمونی جهانی دارد در جنگ برای حیاتیترین گلوگاه انرژی جهان سناریویی نداشت، چون پیشفرضش این بود که طرف مقابل «به سرعت تسلیم میشود!» این پیشفرض، نه یک خطای اطلاعاتی، که یک خطای هستیشناختی است. امریکا دیگر نمیتوانست دنیا را آنگونه که هست ببیند، بلکه آن را آنگونه که دوست داشت تصور میکرد.
امریکا برای دههها خود را ابرقدرت جهان فرض کرده و دهها سال برای این فرض تلاش کرده و از عنصر رسانه هم نهایت استفاده را کرده بود تا این انگاره را به بهترین نحو در افکار عمومی ملل جهان جا بیندازد. با این حال، این فرایند باعث شد که امریکا رفتهرفته در تله تبلیغات خود افتاده و به مرور بین ادراکش از واقعیت و حقیقت آن واقعیت فاصله بیفتد. به این معنا که امریکا طی سالها در اذهان مردم جهان با کمک هالیوود از خود یک قدرت بلامنازع ساخته بود که ارادهاش بر هرچه تعلق بگیرد محقق میشود. این موضوع به خصوص در ادبیات ترامپ بسیار برجسته بود و به ویژه بعد از موفقیت در ربایش رئیسجمهور ونزوئلا و تحقق اهدافش در این کشور بدون برانگیختن کمترین مقاومتی، این اختلال ادراکی تشدید شد.
****
جبهه پایداری به دنبال خروج از ان پی تی ؟!
جمهوری اسلامی نوشت: گروه موسوم به جبهه پایداری با انتشار بیانیهای خطاب به نمایندگان مجلس و شورای عالی امنیت ملی خواستار خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (ان.پی.تی) شد. این گروه سیاسی با اذعان به پیامدهای خروج ایران از "ان.پی.تی" آورده است که اگرچه خروج از این پیمان ممکن است با فشارهای سیاسی و تحریمهای تازه غرب همراه شود، اما منافعی همچون پایان نظارتهای یکطرفه، جلوگیری از جاسوسی و بهانهتراشی برای تجاوز، تقویت بازدارندگی، حفاظت از تأسیسات و دانشمندان هستهای و استقلال در بهرهبرداری از انرژی هستهای، بیش از هزینههای احتمالی آن خواهد بود.
کاربران فضای مجازی در واکنش به این خواسته جبهه پایداری گفتند یک بار برای همیشه باید روشن شود که چه هدف یا اهدافی در پشتِ این جنگخواهی نهفته است و قرار است با شروع دوباره جنگ منافع چه کسانی در کجای دنیا تأمین شود. متأسفانه این عده، مصالح و منافع و موجودیت کشوری با 90 میلیون جمعیت را بازیچه بازیهای سیاسی و دیدگاههای خرافی خود قرار دادهاند و کشور را به سمت نیستی و مردم را به سمت فاجعه سوق میدهند.
****
نباید از ان تی پی خارج شویم
آرمان ملی نوشت:
مدتها است که تندروها دنبال خروج ایران از NPT هستند حتی پیش از جنگ اخیر، بدون اینکه بدانند چگونه مشکلات بیشتری بر کشور تحمیل خواهد شد. نکته مبهم ماجرا این است که تندروها صرفا یک وجه ماجرا را برجسته میکنند که اگر از NPT خارج شویم به قول خودشان از جاسوسی جلوگیری شده و بهانهای برای تجاوز به ایران در دست نخواهد بود و باعث افزایش قدرت بازندارندگی است، اما آن روی سکه را که از قضا مهمتر است نمیگویند که اگر از NPT خارج شویم چه چیزی در انتظار ایران خواهد بود. جبهه پایداری باید شفاف توضیح دهد که قبل از اینکه حفرهها و مسیرهای نفوذ مسدود شود،
همانطور که چندی پیش وزیر امور خارجه در گفتوگویی به آن شاره داشته، چگونه ممکن است خروج از NPT چنین نتیجهای به دنبال داشته باشد و آیا این تصمیم دست آمریکا و ترامپ را بیش از پیش باز نخواهد کرد؟ به این دلیل که افکار عمومی جهان را به سادگی به سوی روایت خود خواهند کشاند. یکی از مسائلی که آمریکا همواره نسبت به ایران با مشکل مواجه بوده این است که به خاطر عضویت ایران در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، نتوانسته چنین اجماعی در جهان ایجاد کند و جامعه جهانی را برای حمله به ایران قانع کند و هماکنون نیز به جهت حملات به ایران در جنگ اخیر با فشارهای داخلی و خارجی مواجه است؛ لذا تندروها باید از کلیگویی دست بردارند و دیدگاه خود را شفاف به افکار عمومی داخل ایران ارائه دهند که هزینه-فایده خروج از NPT چیست و چه تضمینی وجود دارد که اگر ایران از این پیمان خارج شود، دیگر شاهد تحریمهای بیشتر، حملات گستردهتر یا اجماع جهانی علیه ایران نخواهیم بود؟
****
برای صلح، غافلگیر نشویم! روزنامه قدس نوشت:این روزها مواضع متناقض جنگطلبان واشنگتن و تلآویو، نشانههای متناقضی از جنگ و صلح را به نمایش گذاشتهاند. ترامپ از امکان پایان سریع جنگ سخن میگوید و نمایندهاش از امتداد یکساله جنگ. همزمان گزارشهایی از آمادهسازی طرحهای تازه حمله آمریکا و اسرائیل به ایران منتشر میشود و تحرکات لجستیک در منطقه و جولان تمرینی جنگندههای اسرائیلی در آسمان عراق.
در حالی که مذاکرات به تصریح طرفین متوقف شده، طرح یک هفتهای ایران همچنان روی میز میانجیهاست و در همین حال از یک سو محدودیتهای سیاسی انتخابات آمریکا و اسرائیل مانع تصمیمگیری فوری برای از سرگیری جنگ معرفی میشود و از سوی دیگر چشمانداز ناکامی در همین انتخاباتها ممکن است جنون تشدید تنش را زنده کند و جنگ به دستاویزی برای تغییر موازنه سیاسی داخلی دشمن تبدیل شود.این مواضع و گزارشهای متناقض لزوماً یکدیگر را نقض نمیکنند؛ چهبسا دشمن نیز در برزخ این تصمیم باشد و همزمان با آمادهسازی گزینه نظامی و استفاده از فشار برای گرفتن امتیاز، راههای برونرفت را سبکسنگین کند. اما تجارب ماههای اخیر و شواهد میدانی نشان میدهند چنین جنگی دیر یا زود به وقوع خواهد پیوست و باید برای بدترین سناریوها آماده بود. وقتی نشانههای جدی جنگ دیده میشود، نمیتوان به نشانههای صلح خوشبین بود و امنیت کشور را بر چنین احتمالاتی بنا کرد.
در حالی که در فضای سیاسی اسرائیل، از جنگ وجودی گفته میشود و رقابت بر سر برتری نظامی و تکرار تجاوزها و نحوه نابودی ایران است، در این سوی میدان نمیتوان از مذمت جنگ بیپایان گفت و رقابت وارونهای بر سر صلح و سازش پدید آورد. رویکردی که نهتنها صلح نمیآورد، بلکه کشور را زیر سایه جنگ نگاه میدارد و درگیر جنگی بیپایان خواهد کرد.مردم ما هم که بهتازگی دو جنگ سنگین را از سر گذراندهاند، به درک روشنی از این جنگ وجودی رسیدهاند. نشانهاش را در قریب هشت ماه حضور مردمی میتوان دید و حفظ سنگر خیابان در همه فراز و فرودهای جنگ و صلح و تنش و مذاکره و پرشور شدنش در اوج تهدیدهای دشمن. مردم فهمیدهاند که برای صلح، باید به استقبال جنگ رفت و میدان مبارزه را خالی نکرد. شعلههای چنین جنگی تنها با بازدارندگی و موازنه قدرت فروخواهد نشست.
علاوه بر این آمادگی برای اقدام پیشدستانه نیز میتواند بخشی از گزینههای دفاعی روی میز کشور باشد. وقتی تهدیدی در حال تبدیل شدن به خطری قریبالوقوع است، کشور باید از نظر تصمیمگیری، آمادگی و توان دفاعی برای جلوگیری از تحمیل ابتکار عمل دشمن آماده باشد. بازدارندگی معتبر به دشمن نشان میدهد که تجاوز، دستاوردی متناسب با هزینههایش نخواهد داشت و نمیتواند زمان، میدان و دامنه درگیری را یکطرفه تعیین کند.
تعدادی از مناطق تحت پوشش ما ...
ثبت سفارش آنلاین خدمات
اعزام سرویس کاران شرکت
شستشوی و آبگیری با بالاترین کیفیت
تحویل در ۲۴ الی ۴۸ ساعت

















