هویجِ پروژه چماق/ هدف جنگ، تجزیه ایران بود/ گفتوگو درباره سلاح هسته ای حرام نیست
هر روز اخبار فراوانی در رسانهها منتشر میشود که دنبالکردن آنها ـ حتی برای آنانی که اهل مطالعه اخبار هستند ـ کار دشواری است. بسته خبری ـ تحلیلی «الف» با رصد اخبار، رویدادهای مهم و همچنین تحلیلهای صورتگرفته، مخاطبان خود را از مهمترین وقایع روز آگاه میکند.
هویجِ پروژه چماقفرهیختگان نوشت:انتشار خبر نامه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا به سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در۷ آبان ۱۴۰۵، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا واشنگتن به دنبال تغییر مسیر در مواجهه با تهران است یا تلاش میکند در کنار تهدیدهای نظامی، از ابزار دیپلماسی برای پیشبرد همان اهداف قبلی استفاده کند؟
بنابر گزارش رسانهها، نامه در تهران دریافت شده، اما تا زمان انتشار این گزارش پاسخی به آن داده نشده است. روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از منابع خود گزارش داده که نامه به دستور دونالد ترامپ و با هدف بررسی امکان ازسرگیری مذاکرات ارسال شده است.
تاکنون متن کامل نامه بهطور رسمی منتشر نشده و درباره جزئیات آن روایتهای متفاوتی وجود دارد؛ بنابراین، آنچه میتوان با اطمینان بررسی کرد، اصل خبر مکاتبه و جایگاه آن در مجموعه رفتارهای آمریکاست.
مکاتبه معاون رئیسجمهور آمریکا با دبیر شورای عالی امنیت ملی را نباید بهتنهایی نشانه یک تحول بنیادین دانست. واشنگتن پیشتر نیز در مقاطع مختلف، همزمان با تهدید و اعمال فشار، مسیر ارسال پیام و مذاکره را باز نگه داشته است. تفاوت مهم در شرایط فعلی، زمانبندی نامه، شرایط داخلی آمریکا و اختلاف دوطرف بر سر ترتیب حل مسائل است؛ اختلافی که میتواند تعیین کند دیپلماسی به پایان پایدار جنگ منجر میشود یا صرفاً فرصتی برای مدیریت موقت بحران خواهد بود؟
ارسال پیام دیپلماتیک هم موضوع جدیدی نیست و هم الزاماً معنای کنترل تنش نمیدهد. ایران و آمریکا حتی پیش از جنگ رمضان، پیشرفتهایی در مذاکرات داشتهاند، اما بلافاصله پس از آن، به کشورمان تجاوز کردهاند؛ بنابراین دولت آمریکا ممکن است همزمان از تحریم، تهدید نظامی، رایزنی با میانجیها و ارسال نامه استفاده کند؛ ابزارهایی که در ظاهر با هم متفاوت هستند، اما هدف یکی است؛ تحمیل تسلیم.
از همین زاویه، اصل نامه ونس اتفاقی کاملاً بیسابقه نیست و پیشتر نیز پیامهایی میان دو کشور بهصورت مستقیم یا از طریق میانجیها ردوبدل شده و ایران خواستههای خود را به طرف آمریکایی منتقل کرده است. آنچه در این مقطع اهمیت دارد، این است که نامه چه نسبتی با ادامه فشارها و تهدیدهای نظامی دارد و آیا پیشنهادی برای حل ریشهای بحران ارائه میکند یا نه؟
**** گفتگو درباره سلاح هسته ای حرام نیستروزنامه قدس نوشت:صدور فتوای رهبر شهید انقلاب درباره حرمت کاربرد تسلیحات هستهای طی سالهای گذشته، گفتوگو درباره این موضوع را با چالش مواجه کرده و گاه طرح نظرات متفاوت، بهمعنای مخالفت با این فتوا تلقی میشود. واضح است ما تا زمانی که این فتوا اعتبار داشته باشد موظف به تبعیت عملی از آن هستیم؛ اما حرمت سلاح، بهمعنای حرمت گفتوگو درباره آن نیست!
گفتوگوها فرصتی هستند برای بررسی همه ابعاد موضوع و سنجیدن مصالح و مفاسدی که ممکن است موضوعاً زمینه بازنگری را فراهم کند. ضمن اینکه اصل فتوا و مبانی فقهی آن نیز در محافل علمی و به دست دانشوران فقهی قابل بررسی است.
واقعیت این است که جنگها و بهویژه تسلیحات و جنگهای مدرن که با جنگ نابرابر و کشتار جمعی گره خورده، با میراثهای اخلاقی و انسانی ما نسبتی ندارند و با قواعد الهی که زمین را بهعنوان میراث معرفی میکند و به آبادانیاش حکم کرده در تعارض است.
اما واقعیت جهان که طبق سنتهای الهی مدیریت میشود، همواره اقتضائات دیگری داشته و ازاینرو امر شدهایم به «اعدوا لهم مااستطعتم من قوه» و «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم» تا بتوانیم در برابر تعدیات دشمنان و جنگافزارهای مختلف، دفاع بازدارنده داشته باشیم. آمادگی دفاعی، صرفاً یک انتخاب میان گزینههای مطلوب نیست؛ بلکه ضرورتی است برای جلوگیری از تحمیل اراده دشمن.این نگاه در اوایل دوره صفویه نیز در مخالفت با سلاحهای آتشین خود را نشان داد که به شکستهای مقطعی از عثمانی انجامید. شکستهایی که گرچه با تهیه توپ و تفنگ از طریق شرکای خارجی جبران شد، ولی بهنظر میرسد این عقبماندگی تسلیحاتی تا صدها سال باقی ماند و در صنایع نظامی ما نهادینه شد.
این در حالی است که صنایع نظامی بهواسطه حرکت بر لبه فناوری و پیوندی که با ظرفیتهای صنعتی، علمی و فناورانه دارند، بهعنوان صنعت پیشرو مطرح هستند و هر گونه محدودیت تحقیق و توسعه در این صنایع، فارغ از کاربرد و استفاده از سلاح، به تضعیف توان صنعتی کشور در رقابتهای جهانی میانجامد. البته سلاح هستهای منحصر در کاربرد آن بهعنوان سلاح کشتار جمعی نیست. انواع تاکتیکی این سلاح، امکان محدود کردن قدرت انفجار و دامنه آثار آن را فراهم آورده و کاربردهای آن در جنگ فضایی برای ضربه زدن به زیرساختهای ماهوارهای دشمن، اساساً ارتباطی با کشتار ندارد. بنابراین نمیتوان همه صورتهای مسئله را با یک پیشفرض ثابت پاک کرد. در دنیایی که همه قدرتهای نظامی یا حتی اقتصادیاش تسلیحات اتمی را در خزانه دارند و یا مستظهر به چتر امنیتی یکی از قدرتهای اتمی هستند، نمیتوان به سادگی از کنارش گذشت و امنیت ملی و آینده مردم را به سرنوشتی نامعلوم سپرد.
****
یک حزب اسلام گرا تعیین کننده آینده دولت اسرائیل! جمیله کدیور در روزنامه اطلاعات نوشت:انتخابات ۲۶ام کنست اسرائیل روز سهشنبه گذشته در حالی به پایان رسید که اعلام آراء، بنبست سیاسی جدیدی را در این رژیم رقم زد و هیچیک از دو ائتلاف اصلی به رهبری بنیامین نتانیاهو و گادی آیزنکوت موفق به کسب اکثریت ۶۱ کرسی برای تشکیل دولت نشدند.اما نقطه عطف و شگفتیساز این کارزار انتخاباتی، مشارکت بیسابقه و تاریخساز شهروندان فلسطینی ساکن اسرائیل بود. این اقلیت دو میلیونی که حدود ۲۰ درصد از جمعیت آن را تشکیل میدهند، با حضور در پای صندوقهای رأی، موفق به تصاحب ۱۹ کرسی از ۱۲۰ کرسی پارلمان شدند و وزن سیاسی خود را به عنوان وزنه تعادلیِ تعیینکننده به رخ کشیدند. برای فلسطینیان ۱۹۴۸، این انتخابات فراتر از یک رقابت حزبی معمولی، میدانی سرنوشتساز برای بقا، ابراز وجود و نبردی ساختاری میان ایده «ادغام اجتماعی» و «انزوای سیاسی» بود.احزاب فلسطینی که طیفهای متنوعی از اسلامگرایان، ملیگرایان و کمونیستها را در بر میگیرند، بازتابدهنده امیدها و شکافهای جامعهای هستند که در برزخ شهروندی اسرائیل و ریشههای فلسطینی خود زیست میکنند. مشارکت این احزاب در انتخابات پارلمانی، راه رفتن بر لبه تیغی از تناقضهای هویتی و واقعیتهای سرسخت سیاسی است؛ برای شهروندان فلسطینی، صندوقهای رأی همابزاری برای مبارزه با تبعیضهای ساختاری و احقاق حقوق شهروندی به شمار میرود، و هم چالشی بزرگ در برابر حفظ هویت ملیشان در ساختاری که خود را یک «دولت یهودی» تعریف میکند...
بر اساس نتایج نهایی، مشارکت گسترده شهروندان فلسطینی و گسیل ۱۹ نماینده به پارلمان، رژیم صهیونیستی را در بنبست شکنندهای قرار داده است؛ به طوری که اکنون نه نتانیاهو و نه ائتلاف معارضین به رهبری آیزنکوت، هیچکدام به تنهایی قادر به کسب اکثریت۶۱ کرسی برای تشکیل دولت نیستند. ارزیابی رفتارهای انتخاباتی نشان میدهد که اگر این حضور بیسابقه پای صندوقهای رأی شکل نمیگرفت، ائتلاف راستگرای نتانیاهو با سهولتی نسبی پیروزی خود را قطعی میکرد. این آرایش جدید سیاسی آشکارا ثابت میکند که شهروندان فلسطینی با برهم زدن معادلات سنتی، عملا به وزنه تعادلی تبدیل شدهاند که مسیر دستیابی نتانیاهو و متحدانش به قدرت را ناهموار کرده است.
****مذاکرات ۱۲ ساعته قطر در تهران برای جلوگیری از جنگ دوباره ایران و آمریکا خبرآنلاین نوشت: در حالی که تنشها میان تهران و واشنگتن بار دیگر به نقطه حساسی رسیده و احتمال اقدام نظامی آمریکا پس از انتخابات میاندورهای مطرح شده است، میانجیگران قطری روز جمعه بیش از ۱۲ ساعت در تهران با مقامهای ایرانی گفتوگو کردند تا راهی برای دستیابی به توافق و بازگشت دو کشور به مذاکرات مستقیم پیدا کنند؛ تلاشهایی که قرار است روز شنبه در دوحه ادامه یابد...با این حال، اختلاف بر سر پیششرطهای بازگشت به مذاکره همچنان یکی از موانع اصلی دستیابی به توافق است. یک مقام آمریکایی به آکسیوس گفته است که تاکنون دو مطالبه متقابل، روند گفتوگوها را با مشکل روبهرو کرده است. دولت ترامپ اصرار دارد ایران پیش از بازگشت به مذاکرات، در زمینه هستهای امتیازهایی بدهد؛ در مقابل، تهران تأکید میکند که واشنگتن ابتدا باید محاصره دریایی را لغو کند، داراییهای مسدودشده ایران را آزاد سازد و امکان فروش نفت را برای کشور فراهم کند. در همین چارچوب، میانجیگران قطری تلاش میکنند ایران را به پذیرش بازدید بازرسان سازمان ملل از تأسیسات هستهای بمبارانشده متقاعد کنند. این پیشنهاد با هدف ایجاد اعتماد میان طرفین مطرح شده و قرار است در مقابل آن، آمریکا بخشی از تحریمهای ایران را کاهش دهد. بر اساس اظهارات یک مقام آمریکایی، پیت هگست، وزیر دفاع، و مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نسبت به امکان دستیابی به توافق هستهای با ساختار سیاسی کنونی ایران بسیار بدبین هستند. از نگاه آنها، بعید است بتوان با دولت کنونی ایران به توافقی هستهای دست یافت و میراث سیاسی ترامپ باید با تضعیف بیشتر ساختار سیاسی ایران، از جمله از طریق حملات نظامی مجدد، همراه باشد.
در سوی دیگر، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، و استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ترامپ، ازسرگیری مذاکرات را دنبال میکنند و خواهان بازگشت دو کشور به مسیر گفتوگو هستند. با این حال، حتی ترامپ نیز نسبت به اینکه ایران در نهایت با توافقی که از نظر او قابل قبول باشد موافقت کند، تردید دارد.
**** نامه ونس را جدی بگیرید روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
مناقشه ایران و آمریکا از مرحله مهار تنش و چانهزنی عبورکرده و به نقطه تعیینتکلیف رسیده است. در چنین شرایطی، پیام معاون رئیسجمهور آمریکا برای ازسرگیری مذاکرات، لابد میتواند تلاشی برای فریب و خرید زمان باشد و یا پنجره فرصت برای جلوگیری از بازگشت جنگ. آیا میتوان بدون اعتماد به آمریکا، از فرصت دیپلماسی برای تأمین منافع کشور و نظام استفاده کرد؟زمامداری، چیزی جز تصمیمگیری بهموقع در شرایط دشوار نیست. پس اگر حتی احتمال دستیابی به توافق اندک باشد و پس از انتخابات آمریکا سایه جنگ سنگینتر شود، پاسخ مثبت به پیشنهاد گفتوگو و انجام دیدار در روزهای آینده، از نظر تاکتیکی و راهبردی اهمیت دارد....این دیدار میتواند فرصتی برای جلوگیری از حمله مجدد آمریکا یا دستکم دشوارترکردن توجیه و اجرای آن فراهم کند.دوم، در افکارعمومی دنیا نباید چنین تصویری شکل بگیردکه واشنگتن راه دیپلماسی را گشوده و تهران آن را بسته است. پذیرش گفتوگو، باز نگه داشتن مسیری است که شاید بتواند هزینههای سنگینتری را از کشور دور کند. نباید اجازه داد جنگ، بهعنوان سرنوشت محتوم ایران پذیرفته شود. واشنگتن خواهان آن استکه پیش از کاهش تحریمها، مذاکرات هستهای از سر گرفته شود. تهران هم کاهش تحریمها را پیششرط ورود به مذاکره میداند. اگر دو طرف بر سر تقدم و تأخر این مراحل متوقف بمانند، پیش از ورود به اصل اختلافها، فرصت و زمان از دست خواهد رفت. راه واقعبینانه، عبور از این بنبست با طراحی یک بسته جامع و همزمان است که گامهای هستهای، کاهش تحریمها و ترتیبات مربوط به تنگه هرمز را در یک جدول زمانی واحد، با تعهدات متقابل و سازوکارهای روشن راستیآزمایی به هم پیوند دهد.اقتدار تصمیمگیری، پیششرط مذاکره مؤثر است.
مذاکرهکنندهای که پشتوانه یکپارچه سیاسی نداشته باشد، نمیتواند توافقی معتبر و قابل اجرا به دست آورد. اگر هر موضع رسمی، روز بعد با اظهارنظر یک جریان یا مرکز قدرت دیگر تضعیف شود، دشمن به این نتیجه میرسد که توافق با تهران تضمین اجرایی ندارد.
از این زوایه نامه ونس میتواند فرصتی برای شکلگیری یک پیام واحد و برخوردار از پشتوانه حاکمیتی باشد. پاسخ ایران باید حاصل تصمیمی روشن در سطح عالی کشور باشد، با مأموریتی مشخص، اختیارات کافی و حمایت همه ارکان مسئول. تضعیف یا تخریب پیشاپیش مذاکرهکنندگان نیز تنها از وزن موضع کشورمان میکاهد.نگرانی از اینکه پیشنهاد مذاکره صرفاً با هدف فریب و خرید زمان مطرح شده باشد، جدی است، اما این احتمال نباید بهانهای برای کنارگذاشتن دیپلماسی شود.
****
نسل «فهمیده»، زنده و وسط میدان است
جوان نوشت:رسانههای غربی و جریان غربگرای داخلی، سه دهه یک جمله را روایت کردند: «انقلاب ایران، دین را سیاسی کرد و باعث دینگریزی نسل جدید شد»، اما نهم اسفند ۱۴۰۴، همینکه خبر شهادت رهبر عزیزمان منتشر شد، دوربینها در کف خیابان چیز دیگری را تصویر و روایت کردند، تصویری که با روایت غربگرایان جور در نمیآید: نوجوانانی که در صف مقدم مقاومت و ایستادگی به میدان آمدهاند. این حضور فراگیر، فروریختن کاخ آرزوهای رسانهای غرب و اتهام و دروغ چند ده ساله (علیه نوجوانان و نظام اسلامی) را به تصویر کشیدهاست.
محمدحسین فهمیده مثل مرحمت بالازاده تنها نوجوانان سیزدهساله جنگ نبودند، در جنگ هشتساله، کم نبودند نوجوانانی که سنشان را در شناسنامه دستکاری کردند تا به جبهه برسند، برخی شهید شدند و بعضی اسیر، اما در اسارت و در اردوگاههای بعثی هم در دفاع از نظام و ولایت سنگ تمام گذاشتند و زیر شکنجه، شگفتیساز قرن بیستم شدند. دشمن برای جداکردن این نسل از انقلاب برنامههای گستردهای داشت: سیل محتوای مستهجن، شبکههای ماهوارهای و فضای مجازی، هدفگیری خانواده و اخلاق. اینها همگی ابزارهای یک جنگ شناختی و ادراکی تمامعیار بودند. هدف دشمن صریح بود: متلاشی کردن پیوند نسل جدید با دین، انقلاب و کشور. قرار بود نسل زد، نسل فهمیده نباشد و «نسل گسسته» از فرهنگ و دین و ملیت باشد.
اما نتیجه آنطور که محاسبه کرده بودند نشد. در هشت ماه پس از شهادت آقای شهید ایران، حضور نسل زد و آلفا در میدانهای دفاع از کشور از نسلهای پیشین به نسبت جمعیت چشمگیرتر است. این حقیقتی است که از نگاه دوربینها مخفی نمانده و در گزارشهای خبری داخلی و خارجی به کرات بازتاب یافتهاست. پیوند عاشقانه نوجوانان این مرز و بوم با ولایت و انقلاب، چیزی نیست که در برآوردها و محاسبات نظام سلطه و نظرسنجی یا تحلیل رسانهای غربی، پیشبینی شده باشد. نظام ولایت فقیه و انقلاب اسلامی ایران انقلاب معجزههاست. نظام ولایت فقیه، هم نسل «میسازد»؛ و هم نسلها را «بیدار» میکند و هم آنها را حول محور ترکیبی از دین، تمدن و فرهنگ ایرانی- اسلامی به هم پیوند میدهد. در این نظام، نوجوان یک «مسئول» متعهد است. امروز، شمار نوجوانانی که در طرح «جانفدا» ثبتنام کردهاند، بسیار چشمگیر و سبب بهت و حیرت دشمن شده است.
**** ربات جاسوسی پهلوی، اسرائیلی از کار درآمد
مشرق نوشت: فراخوان اینترنتی اخیر رضا ربع پهلوی در تلگرام و معرفی ربات برای جذب نیرو ذیل تنها یک ابتکار دیجیتال ساده نیست.در روزهای اخیر رضا ربع پهلوی فراخوانی اینترنتی جدیدی را در سکوی تلگرام استارت زده که باعث حواشی فراوانی شده است؛ گفته میشود که هدف از این پروژه جمعآوری اطلاعات از ایرانیان خارج از کشور؛ فعال سازی کانونهای آشوب مسلحانه و کلونی سازی است.
پیش از این ربع پهلوی در آشوبهای دی ماه ۱۴۰۴ نیز در هماهنگ با موساد و ذیل پروژه «توانمندی سازی اجتماعی» زمینه ناامن سازی داخلی و مداخله خارجی را کلید زده بود.اما نکته جالب توجه آن که کاربران فضای مجازی به دلیل شناخت ماهیت تروریستی سلطنتطلبان؛ چتبات پهلوی را دست انداخته و با دادن اطلاعاتی غلط و اغلب طنزآمیز به اصطلاح او را سرکار گذاشتهاند. این موضوع به یک ژانر جالب در فضای مجازی تبدیل شده است، اما پروژه جدید پهلوی با چه انگیزهای کلید خورده و چه مخاطبانی دارد؟فراخوان اینترنتی اخیر رضا ربع پهلوی در تلگرام و معرفی ربات برای جذب نیرو ذیل تنها یک ابتکار دیجیتال ساده نیست. این اقدام در بستری از پیشینههای سازماندهی برونمرزی، پیوندهای مستند با سرویسهای اطلاعاتی بیگانه، و هستههای تروریستی فعال در داخل ایران شکل گرفته است.
ماهیت فنی این ربات، نخستین لایه تهدید را آشکار میسازد. برخلاف «چت مخفی» تلگرام، پیامهای ارسالی به رباتها برای اپراتورهای ربات قابل مشاهده است و فاقد رمزنگاری سرتاسری هستند.
گزارشها تأیید میکنند که ربات مذکور اقدام به درخواست نام واقعی و سایر مشخصات فردی از کاربران کرده است. کاربران در شبکههای اجتماعی با انتشار تصاویری از گفتوگو با ربات، درباره «ضرورت ارائه نام واقعی» و خطرات نگهداری این اطلاعات ابراز نگرانی کردهاند.این درخواست اطلاعات هویتی، در حالی مطرح میشود که دفتر ربع پهلوی خود اذعان کرده است هیچ جزئیاتی درباره محل نگهداری دادهها، مدت زمان حفظ آنها، سطح دسترسی افراد، و عدم انجام بررسی امنیتی مستقل ارائه نکرده است.این وضعیت، سطح حمله را از یک کانال واحد به یک اکوسیستم آلوده گسترش میدهد،: کاربر نهتنها در معرض دادهکاوی توسط اپراتور اصلی است، بلکه ممکن است اطلاعات خود را به یک بازیگر ثالث جعلی نیز تحویل دهد.
نکته قابل توجه آنکه چارچوب اتهام «جاسوسی» در این پرونده، صرفاً یک برچسب سیاسی نیست، فرامرز دادرس، کارشناس مسائل امنیتی و افسر سابق گارد شاهنشاهی، این طرح را «جاسوسی ملی» نامیده و آن را ابزاری برای جذب جاسوس از داخل ایران به نفع اسرائیل توصیف کرده است.از نگاه این افسر اطلاعاتی هرگاه از افراد داخل ایران خواسته شود نام واقعی و وابستگی سازمانی خود را از طریق کانالی غیررمزنگاریشده ارسال کنند، مجموعه دادهای تولید میشود که برای غربالگری ارزش اطلاعاتی بالایی دارد.
****
هدف جنگ، تجزیه ایران بود
وطن امروز نوشت:دنیل لِوی، رئیس پروژه آمریکا و خاورمیانه، مذاکرهکننده پیشین رژیم صهیونیستی و مشاور ارشد یکی از نخستوزیران سابق رژیم، در گفتوگوی اخیر خود با بیبیسی فارسی اظهاراتی مطرح کرد که بار دیگر پرده از اهداف واقعی تلآویو در قبال ایران برداشت. لوی صراحتا اعلام کرد هدف اسرائیل از جنگ اخیر علیه ایران، نه یک براندازی و تغییر رژیم ساده صرف، بلکه ایجاد هرج و مرج، فروپاشی ساختار دولت و در نهایت تجزیه سرزمین ایران بود، به گونهای که در نهایت حکومتی روی کار آید که به خواستههای اسرائیل عمل کند. او تأکید کرد در این مسیر، ربع پهلوی صرفا یک ابزار بود.
این اظهارات از سوی فردی که سالها در ساختار تصمیمگیری صهیونیستها حضور داشته، اهمیت قابل توجهی دارد. وی در گفتوگویش با بیبیسی فارسی توضیح داد نگاه اسرائیل به کشورهای منطقه این نیست که یک تغییر رژیم قابل پیشبینی و مرتب شکل گیرد و سپس حکومت جدید با تلآویو همراستا شود، بلکه هدف، فروپاشی کامل دولت و ایجاد وضعیتی مشابه آنچه است در عراق و سوریه تجربه شد. در همین چارچوب، دیکتاتورزاده پهلوی ابزاری مفید برای ایجاد آشوب داخلی به شمار میرفت.
البته اینکه رژیم در جنگ اخیر، همراه با آمریکا، مشخصا به دنبال تجزیه سرزمین ایران بودهاند، حرف تازهای نیست. از همان روزهای آغازین جنگ، نشانههای روشنی از این هدف وجود داشت که فراخوانهای پی در پی ترامپ و نتانیاهو خطاب به مردم ایران، شاهد مثال آن است.
رژیم صهیونی از ابتدا نه صرفا به دنبال تضعیف توان نظامی یا هستهای جمهوری اسلامی، بلکه به دنبال تضعیف بنیادین ساختار یکپارچگی ملی ایران بود. با این حال، در تمام 8 ماهی که از شروع نبرد میگذرد و در شرایطی که زمزمههایی درباره امکان آغاز دوباره جنگ تجاوزکارانه آمریکا علیه ایران شنیده میشود، بخش قابل توجهی از اپوزیسیون خارجنشین، بهویژه سلطنتطلبان، همچنان بر کودن بودن خود اصرار دارند و به دنبال تثبیت این گزاره موهوم هستند که دشمنی اسرائیل صرفا با نظام جمهوری اسلامی است و اگر این نظام نباشد، همه چیز بهخوبی پیش خواهد رفت!
تعدادی از مناطق تحت پوشش ما ...
ثبت سفارش آنلاین خدمات
اعزام سرویس کاران شرکت
شستشوی و آبگیری با بالاترین کیفیت
تحویل در ۲۴ الی ۴۸ ساعت

















